نشریه نگاری

نشریه نگاری

سخنرانی دبیر کل جبهه پایداری امروز ظهر

دوشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۳۳ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم . آخرین جلسه ایی است ک در خدمت شما هستم و باید مباحث را جمع بندی کنم. آن چیزی را ک در طی این چند روز خدمت شما عرض کردم مقدمه عرض می کنم و بعد نتیجه گیری می کنیم.

عرض کردم آن شخصی آمد خدمت امام تا راه درست را پیدا کند،و خواست از امام کسب علم کند.وقتی خدمت امام صادق رسید حضرت فرمود: چه می خواهی؟ گفت ب من بدهید از علمی که خدا به شما داده است. حضرت فرمود:این علم به زیاد خواندن نیست،این نوری است که خداوند در دل ها قرار می دهد. حقیقت بندگی را در وجود خود جسن و جو کن. از حضرت پرسید:حقیقت بندگی چیست و چطور آن را کسب کنم؟ امام سه راهکار بیان کردند.

من این سه راهکار را خدمت شما عرض می کنم و میروم.عمل کنید ب اینها.

راهکار اول ، یَرَوْنَ الْمالَ مالَ اللهِ این یعنی چه؟ یعنی تلاش کن هر چه داری مال خدا  باشد ،برای خدا باشد. ار راه حلال کسب روزی کن و در راه حلال مصرف کن. بچسب به پول،تعلق به مال دنیا پیدا نکن.

چه کسی مال را مالِ خدا می داند؟ بگذارید نمونه ایی برایستان بیاورم

بهترین نمونه صندوق دار بانک است.شما  2میلیون پول می بری به بانک تا در حسابت بگذاری، آن پول را تحویل صندوق دار می دهی تا مراحل بانکی انجام شود، آیا صندوق دار از پول های شما که به او داده ایی خوشحال می شود؟ اصلا ،یگر یک قرون اشتباه کند باید از جیبش بدهد.

در روایات آمده است ، از مال حلالش هم حساب می کنند و حساب دارد، اینکه از کجا آمد؟ به کجا رفت؟ اگر مال را برای خدا بدانید،زکات دادن سخت نیست،صدقه دادن سخت نیست، خرج کردن برای کار فرهنگی سخت نیت. حضرت به آن فرد گفت اولین حرکت به سمت بندگی  یَرَوْنَ الْمالَ مالَ اللهِ این راه است.

زمانی که امام آمدند..... همه طلبه ها و روحانیون مساجد را رها کردند و آمدند مسجد . امام ناراحت شدند و گفتند به شرطی که شما مساجد را رها نکنید می آیم. از فردای آن روز روحانیون نیامدند. یکی از اشخاصی که آمده بود کت و شلوار پوشیده بود،با رفتارش داشت فخر می فروخت.

امام چشمشان به این فرد افتاد و بحث را عوض کرد گفتند این لباسی که ما می پوشیم این تارو پود لباس تا دو ماه پیش پشم گوسفند بوده است. این پشم دور گوسفند بوده حالدور ما پیچیده است.

در این روزها میبینیم خانم ها در نشان دادن زرق و برق علاقه دارند،دوست دارند خودشان را نشان بدهند . تو که ارزشت این نیست ،ارزش تو ارزش انسانی است. اتفاقا گوسفند خالص تر لباس می پوشد ،خالص خالص پشم است. این چه افتخاری است؟

یک عده به خوش گویی و به جاگویی افتخار می کنند این درست است. برو خودت را بساز .

عده ایی به خوشگلی و زیبایی می ناززند، مراقب باش ابزاری نشوی برای گناه. چنان این صورت زیبا را در آتش قهر و غضب می اندازند. آنهایی که به مال و فرزند افتخار می کنند ،روزی می آید که مال و فرزند هیچ نفعی برایش نمی دهد. انسان باید قلب سالم داشته باشد.

حضرت فرمود مال را مالِ خدا بدان آنگونه که خدا دوست دارد خرج کن.

راهکار دوم ،اشتغال و درگیری ذهنت این باشد که خدا چه گفته است؟ چه چیزی را گفته انجام بده و از چه چیز تو را منع کرده است. مکروه را ترک کن واجب را  انجام بده.

بسیاری از انسان ها هیچ کار مفیدی انجام نمی دهند،وقت  کشی می کنند کسانی که بیکارند بسیار بد است چون نمی دانند برای چه آمده اند.

راهکار سوم، به وظیفه خودت عمل کن به نتیجه کاری نداشته باش،نتیجه با خداست. خدا تعیین می کند. من وظیفه  دارم به بچه ها درس بدهم،بچه ها باید یاد بگیرند و عمل کنند.

من می روم خواستگاری،دختر خوبی است. دادند خدارا شکر،ندادن خب ندادند حتما صلاحی است. در انتخابات شرکت می کنم وظیفه من است. رای آور آورد نیاورد ک آسمان به زمین نیامده است.

بعضی وقت ها در نتایج ما ناراحتیم، ما باید هدف درست را ببینیم اما اینکه چی می شود تقدیرات الهی است.

من به وظیفه خود عمل کنم یا نتیجه می دهد ک خواست خدا بوده یا نتیجه جور دیگری می شود ک باز همم خواست خدا بوده حتما خدا برنامه بهتری برایم در نظر گرفته است ان شاءالله.

شهید بهرامی پور می گفت با آقا مصطفی هم بازی بودیم،از بچگی باهم هم محله ایی بودیم،مصطفی از آن شهدایی که حضرت زهرایی بود،عجیب بود ،از  مادرش داشت.مصطفی می گفت که چون پیامبر دوست داره که من ازدواج کنم،من هم دوست دارم که ازدواج کنم و شهید بشم.

آقا مصطفی خیلی مقید به احکام بود،طلبه ایی بود که فرماندهی می کرد. یکی از کارهای خوبی که کرد این بود که فرماندهان جبهه را با حوزه ها آشنا می کرد. آنها را میبرد قم دیدن آیت الله بهجت،دیدن آیت الله مصباح،دیدن آیت الله مشکینی،آیت الله مکارم و یکی یکی علما . بعد از عملیات فتح المبین بود،بچه ها خیلی جلو رفته بودند خیلی چیزها گیرمان آمد،خیلی داغون کردیم خیلی بردیم.آقا مصطفی وقتی تعریف می کرد خیلی رنگین تعریف میکرد یعنی اگه آنجا نبودیم انگار که بودیم. خدا رحمتش کند.

خدمت آیت الله بهجت که رفتند،آنجا در آن جلسه وقتی داستان فتح المبین را که تعریف کرد آقای بهجت فرمود مصطفی آخرش می خواهی چه کار کنی؟ مصطفی گفت می خواهم صدام را بکشم .آیت الله بهجت فرمود  ما هر کدام یک صدام هستیم!

خودسازی کنید بچه ها، ان شاءالله شهید که می شوید  درجه بالاتری داشته باشید. از خدا بخواهید من هم از خداوند متعال برایتان می خواهم که به مقام شهدا نائل شویم.

چند توصیه کوتاه می کنم و می روم. چند وقت پیش حدود 6ماه پیش که خدمت مقام معظم رهبری که بودیم،حضرت آقا یک بحثی را درباره نسل و مشکل پیری جمعیت. حضرت آقا فرمودند مردم نسبت به ما دو دسته هستند افرادی که تعبد دارند به ما، که به آنها بگویید زود ازدواج کنند و فرزند زیاد بیاورند. یک عده کسانی هستند که تعبد ندارند به ما، که برای آنها از نظر علمی مسئله را حل کنید.

بیخودی بهانه نیاورید که من باید دکترایم را بگیرم و ادامه تحصیل بدهم و .. دیر دارد می شود و این اشتباه است. بچه های متدین خوب نسلشان باید بماند. حضرت آقا گاهی می پرسند از دوستان که شما چند تا بچه دارید؟ وقتی می گویند دوتا ، می فرمایند کم است. حساسیت دارند نشان می دهند آقا.

ما خواسته های ولی فقیه برایمان مهم است،ما مثل کسانی نیستیم ک میگوید ولی فقیه باید بگوید تا ما عمل کنیم.

خواسته های حضرت آقا الهی است . اهمیت بدهید ان شاءالله

پس برای بنده شدن حضرت فرمودند مال مالِ خودت ندان،مالِ خدا بدان. تمام اشتغالاتت را برای رضای او و واجب عمل کردن و ترک محرمات قرار دهید و به وظایف خودت عمل کن.

وسلام علیکم ورحمه الله

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۳/۰۵/۱۳
  • ۲۴۸ نمایش
  • Z.GH

نظرات (۱)

و این
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی